X
تبلیغات
زولا
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

امررررررررررررررررروززززززززززززززززز اولین سالگرد ازدواجمون. چقدر زود گذشت. 365 روزه که ما ازدواجیدیم.    چهار پنج بار پشت سر هم وقتی که من تاریخ و روز از دستم در میرفت. سعید صبح زود که از خواب بیدار میشدیم با یه شاخه گل رز ماهگرد ازدواجمون و تبریک میگفت....  

دیشب رفته بودیم بیرون. خیلی خسته بودیم. ساعت ده و نیم بود که خابیدیم.    

 

یکم با هم حرف زدیم. بعد گفتم: سعید جونم کی ساعت دوازده میشه؟ یه نگاه تو چشمام کرد و خندش گرفت. گفت: ای شیطون...  

گفتم یکم صبر کن. رفتم دو تا شاخه گل رز از تو گلدون آوردم و تقدیمش کردم. گفتم چون ممکن خوابم ببره اینا رو داشته باش تا صبح تقدیمت کنم... 

میدونم همسر خوبی برات نبودم  و از این بابت ازت معذرت میخام. و خیلی حرفای دیگه که برات نوشتم رو کاغذ و تو جشن کوچیک امشب بهت میدم..... 

11 شهریور هم تولد سعیدمه. هر چی فکر کردم چی براش بخرم دیدم همه چی داره. میخاستم دوربین دیجیتال براش بخرم که قبل از شمال خودش خرید و کلی خورد تو ذوقم.  

 

تصمیم گرفتم یکی از قسطهای مکه مون و بدم. به نظرتون خوشحال میشه؟؟ 

همسر نوشت:!!! دوستت دارم سعیدم. با تو احساس خوشبختی و آرامش میکنم. بابت همه خوبیات ممنون عزیز دلم....

[ شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 ] [ 12:43 ب.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ