X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
دست نوشته های جلب مریم
 
قالب وبلاگ

اینقده حال ندارمممممممممممممممممممممم. دیشب سرم میدردید. سعی کردم قرص نخورم. رفتیم مهمونی و برگشتیم. سرم و بستم و خابیدم. صبح از سر درد چشمام باز نمیشد. 

مجبور شدم ژلوفن و بخورم. سر دردا کلافم میکنن. هفته ای یکبار دو بار سر درد دارم. سینوسام عفونت کردن. الانم زمستون و ما هم با موتور. دیشب یخ کردم تا رسیدیم خونمون. 

امروز جمعست. سعید رفته سر کار. صبح خیلی دلم گرفت. اومد کنارم رو تخت نشست گفت سرت بهتر شد؟ گفتم: نه. گفت چیکار کنم برات؟ گفتم امروز نرو سر کار. بمون پیشم. دلم میخاست الکی گریه کنم.

صبح سعیدم رفت برام نون تازه با آش سبزی خرید ولی چه فایده تنهایی که نمیچسبه بهم. کاش بودی سعیدgirl_cray2.gif girl_cray2.gif.  

دلم برات تنگ شده نفسم

 همه هفته به امید اخر هفته ام که ی نهار و صبحونه دلچسب بخورم. وقتی نیستی دلم میگیره بخدا   

باید برم خونه مامانم. برم آماده شم بابای مهربونم بیاد دنبالممممممم. شاید برم بیرون حال و هوام عوض شه.

[ جمعه 19 مهر‌ماه سال 1392 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ