بعد از یک هفته کاری بالاخره امروز وقت کردم چادرم و بشورم!!! شبها وقتی میام از بس خستم بیهوش میفتم
کنار بخاری(آتشکده عشق)!!
واسه عملی کردن این تصمیم خیلی ریاضت کشیدم و با خودم مشاوره کردم! اما بیشتر از اون خجالت کشیدم که با این چادر برم بیرون.
چادرم و شستم انداختم رو بند. جاتون خالی مامانی امروز آش پخیده بود( رفتیم تو حیاط خوردیم.هوا افتابی بود). سر سفره خواهرم به مامانم گفت:مامانم یه چی میگم
ناراحت نشو
اما بچم صورتش و با چادرت تمیز کرده.
من و میگی یه لحظه دیگه چشمام جایی و نمیدید.
(خون جلو چشمام و گرفته بود).
الهه جون .
لطف کرده بود قسمتی ازحمات من و سبز کرده بود.
نتیجه گیری توهمی:
ایشالا خواهرم چادرم و میشوره
دارم تو ذهنم اون لحظه رو تصور می کنم که خشم و عصبانیت داشت از گوش هاتون بیرون می زد ولی به خاطر جیگیلییی مجبور به سکوت شدین رو تصور میکنم
خیلیییییییییییییییییییییی جالب بود البته تو خیال من
بله دقیقا همین طوریه که تصور کردین. حسابی عصبانی شده بودم ولی با دیدن خنده جیگیلی یه لحظه همه چی و فراموش کردم.
منم سعی کردم با جزئیات توضیح بدم تا تصور درستی از حادثه داشته باشین. خوشحالم که خوشتون اومده.
خوبی عزیزم من از طریق پرستیژ با تو اشنا شدم به منم سر بزن نکنه که یادت بره ها
سلام. خوبی شما خوبی؟
چشم وقت کنم حتما میام پیشت
آش نوش جونت ولی فکر کنم هرچی خوردی ده برابرش رو باید میذاشتی که دوباره چادر بشوری!!
ولی اونم خودش لذت داره
راستی، من رو یادت میاد مریم؟؟
تو خوبی؟ منم خوبم!! حالا اینقدر حالم و میپرسی شرمندم میکنی!!!!!!!!!!
من قهرم........... بله که یادم میاد یه دفعه مثل...... ناپدید شدی و رفتی. حالا کجا خدا داند!
دستش درد نکنه
سلام. خوبی یا بهتری تو؟
چه عجب ناک. رو زمین دنبالتون میگشتم تو اسمون پیداتون کردم.
کجا بیدی نبیدی؟ هان؟(دعوا دعوا دعوا.........)
واقعا چادرتو شستی؟

من انشگام چادر اجباری بود
تو کل مدت 2 سالی که اونجا بودم فقط 3-4 بار شستمش اونم واسم شستنش.....
سلام از ماست!
بله که شستم. من رو نظافت خیلی حساسم. دختر باید همیشه تمیز باشه.
از خوبیات بگو عزیزم...........
سلام مریم عزیزم
اشکال نداره به خدا واست تجربه می شه که دیگه چادرت و به موقع بشوری یا حداقل وقتی بشوری که نی نی تون نباشه...!!
خوش به حالت که می ری سر کار...من بدبخت 8 ماهه که فارغ التحصیل شدم اما هنوز بیکارم...برام دعا کن...حوصله ام داره تو خونه سر می ره!!!
سلام بهارینم. خوبی گلم؟
من کوله باری از تجربه رو دوشمه کیه که بفهمه و قدر بدونه!!! قربون نینیمون برم فدای سرش. همش می ارزه به یه خندش.............
منم سر کارم اما ........... خیلی خسته میشم شبا ۱۰ میرسم خونه. دل و بزن به دریا هم باحال هم خسته کننده.........
سلام
ببینم حالا هر کی چادر نمی پوشه قصدش عرض اندامهههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
سلام گلم. خوبی؟
نه اصلا منظور من این نبود. روی صحبتم با اونایی بود که فقط به همین قصد لباسای نامناسب میپوشند.
نمیشه از روی ظاهر ادما قضاوت کرد خیلی از چادری ها هم هستند که ..........
سلام مریم جان. خوبی؟
چه خبر؟ آفرین خیلی باحال بود.
سلام گلم. خوبی؟؟؟؟
سلامتی گلم. مرسی قابل شما رو نداشت
به ما هم یه سری بزن





سلام. خوبی یا بهتری؟
چرا دعوات میاد؟ هان؟ میام بیام...!!!
سلام مریم جان دلم برات یه ذره شده بود .
کارت خوب پیش میره؟ از کارت راضی هستی؟
امیدوارم همیشه موفق باشی.
سلام صدف جونم. خوبی عزیزم؟ منم دلم برات تنگیده بود گلم.
ای بدک نیست میگذرونیم.
مممنون گلم
بیکار نبودم ولی اومدم اینجا .
در مورد سبز و سبز شدن و اینجور چیزا سرچ میکردم که رسیدم به وبلاگ شما
و دیدم که قشنگ نوشتی.
به ما هم سر بزنید خوشحال میشیم.
سلام. خوش اومدی. ممنون نظر لطفتونه.
سر فرصت حتما سر میزنم
سلام آبجی مهسا چطوری؟

زحماتت به باد رفت؟ عیب نداره دوباره بشور حالا
من یه آپ کردم منتظرتم اینجا بیا زودی
سلام. هیننننننننننننننننننننننننننننن! مهسا دیگه کیه؟! من هیچی نمیگم. مگه چند تا داری که با هم قاطی میکنی؟
بزار بیام تکلیفم و روشن میکنم...............
سلام! مرسی که سر زدی. امیدوارم دست پختت هر روز بهتر بشه تا شوهر خوبم پیدا بشه! داییا زیر قولشون نمی زنن معمولا! اما درباره ی چادر٬ سر کردنش خیلی سخته! من اوایل خیلی سختم بود. اما حالا دیگه عادت کردم.
سلام گلم. خوبی؟
مرسی گلم. بین خودمون بمونه اما شوهر خوب دیگه نسلش منقرض شده.
نه سخت نیست. به نظر من چادر بهترین پوشش واسه نگه داشتن دختریه که ارزش خودش و بیشتر از اونی میدونه که بخاد با عرضه اندام جلب توجه کنه.
فدات. خوشحالم کردی. بازم بیا پیش ما
سلام
حالا خوبه فقط صورتشو تمیز کرده کاره دیگه نکرده...
بچست دیگه نمیفهمه...
تنها خوری ؟؟؟
از گلتون پایین رفــــــــــــــــــــــــــــــــــت ؟!
دادش و خونواده
سلامون علیکم برادر و خانواده. خوب هستین؟
به اقای شوهر گفتیم یکم بصبر اماده شه ببر با خانواده نوش جان کن. اما ایشان بی تفاوت از سخنان ما گذشت.
مگه این جیگیلی گذاشت ما آشی بخولیم. کشت ما رو.........