شب عید جاتون خالی یه دونه نون خامه ای خوردم
آخر شب ساعت ۱۲ شروع کردم به سرفه کردن.
صبح گلوم درد گرفت و حسابی خشک شده بود.
ظهر احساس تنگی نفس داشتم.
عصر دیگه صدامم بالانمی یومد.
گفتم اگه نرم دکتر تا شب تموم میکنم...
رفتم پیش دکی مهربونه که آمپول بنویسه حداقل شب بتونم راحت بخابم
.یه بچه هه ای! اومده بود آمپول بزنه
.
بس جیغ بنفش زد زبون کوچیکه تو حلقشو به وضوح میشد دید.
یاد بچیگیا خودم افتادم.موقع آمپول زدن چقدر خودمو لوس میکردم
. یه لیست اماده میکردم که برام بخرند
تا برم آمپول بزنم
در نهایت با کلی نشگون و مشتو لگدو
جیغای فرا بنفش یه آمپول چی ! میزدم...
و تا یه هفته استراحت میکردم.
حالا که بزرگ شدیم حتی اگه بترسیمم نمیشه گفت مامان بابا...
مرسیییییییییییییییی نوجوان ایرانی
سلام گرامی
مطلبتون مثل همیشه با مزه و جالب بود
راستی از سفر برگشتم ...
با مطلبی تحت عنوان نظر شما محترم است!!! به روزم
منتظر حضور با ارزش شما
خوب و شاد باشید
سلام گرامی.
ممنون. زیارت قبول. خوش گذشت؟
الان میام
سلام مریم خوبی دختر
چرا من هیچ وقت از امپول نترسیدم نکنه که من غیر طبیعی هستم نمیدونم شاید هم از اون بچگی پوست کلفت بودم
در مورد کدوم کامنت گفته بودی
شاد شاد باشی عزیز
سلام مهراب جان. ممنون. شما خوبی؟
وا مگه میشه شجاععععععععععععععععععععععععععع. نمیدونم چرا؟ اصلا مگه میشه کسی نترسه اونم تو دوران بچگی؟ حتما اون کسی که امپول میزده یه خانوم دکتر مهربون بوده که... آره؟
الهی بمیرم
حالا حالت چطوری
خدا نکنه. خوبببببببببببببببببببببببببببببببب
بی خیال بیماری! عوضش نون خامه ایه چسبید. نه؟!!
سلام. آره حسابی چسبید به گلوم. هنوزم که هنوزه دارم سرفه میکنم و نخوبیدم.
با سلام




بهت پیشنهاد می کنم از این پست دیدن کنی که طریقه درس خوندن در دانشگاه های ایرانی رو نشون میده
http://nojavanirani.blogfa.com/post-22.aspx
با سلام. خوبی؟
ممنون از پیشنهادت. ولی هر کار کردم عکسا باز نشد.
سلام جیگری میگری.خوبی گوگولی.جیگرتو گاز گاز با ابن آپات.دوباره داری مثل اون روزات می نویسی.ماشالات باشه چشمت نزنم.بوس.بابای
سلام به رفیق نایاب نابابم. چطوری جیگر؟
ای بابا. تو که از دل پر درد من باخبری عزیز...
سلام
خوبی؟
چه خبرا
آپ کردم
اسمشم هست مرد آفتابه به دست
بیا
منتظرتم
سلام.
!!
حالتون بهتر شد؟ الآن خوبین ؟
خوب فعلا بای بای
سلام عزیزم. خوبی؟
خدا رو شکر بهترم .ممنون که به یادم بودی.
سلام اجی
بمیرم الهی
میگم من هم یاد بچگی هام افتادم.من که بچه بودم تمام نجف آباد(اسم شهرمونه) رو میگشتیم تا من از یه آمپول زن نترسم و بذارم آمپولم بزنه
پیوست:البته ملاک من برای اینکه بذارم آمپولم بزنن مهربونی و زیبایی آمپول زن ها بود
عجب بچه ای بودما تو ۵ سالگی چی چی بودم.
پیش من هم بیا.خوشحال میشم
سلام داداش!!!
خدا نکنه.
چه معیار جلبی داشتی.الان چی؟ الان معیارت مثل قبله؟
سلام مریم خانم وبلاگ جالبی داریا .اگه خواستی به منم سر بزن .اگه خواستی لینکم کن با اسم (روز های زندگی من ) بعد بهم خبر بده تا لینکت کنم
سلام مریم گلم
یاد بچگی ها به خیر
یادمه یه بار که سرما خورده بودم بردنم که آمپول بزنم از بس می ترسیدم با گریه بلند از مامان خواستم که شلوارم و پایین ببره تا امپولم بزنن!!!
سلام عزیز دلم.خوبی؟
جالب بود. بچگی پر از خاطرست.
بازم سلام
مریم خانوم اینجا برید
http://www.pichak.net/
بازم علیک سلام.
مرسی. ممنون.
برای کد آهنگا برید به سایت پیچک سرچ کنید پیدا میشه!!!
سلام.
ممنون از راهنماییت.
ممنون
نوشتنه این متنا و به کار بردن شکلک صحیح خیلی سخته!
تو کارتون موفق باشید
سلام. خوبی؟ نمیدونم چرا هی دلم میخاد سلام کنم!!

بله سخت هست. اما نوشتنو دوست دارم. بکار بردن صحیح شکلا هم بیشتر از ائنی که سخت باشه حسابی وقت گیرههههه
مموننننننممممممممم
سلام دوباره
سبک نوشتنوت رو دوست دارم
راستی من شما رو لینک کردم
خوشحال میشم شما هم منو لینک کنید
سلام. خوبی شما؟
ممنون. نظر لطفتونه. خوشخالم که خوشتون اموده.
چشم. الان لینک میکنم.
سلام خوبین؟
ایشالله خوب شین.
آخیییییی درد که نداشت ؟
به منم سر بزنین خوش حال میشم
فعلا بای بای
سلام. ممنونم.
. الان میام.
هی٬بدک نبوددددددددددد
سلام دوست عزیز
وبلاگ خیلی خوبی داری
اگه تبادل لینک موافقی
مرا با نام زیباترین بازیگر زن ایران لینک کن
وبعد خبرم کن با چه اسمی لینکت کنم